
(اما تو!......)
یاد داری که به من میگفتی:
هیچ کس،
حتی تو
من سخنهای تو باور کردم،
- اما تو...؟!

دوستی
دل من دیر زمانی است که می پندارد
- دوستی نیز گلی است:
- مثل نیلوفرو ناز
ساقه تردو ظریفی دارد.
بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد
جان این ساقه نازک را
- دانسته
بیازارد!
در زمینی که ضمیر منو توست
از نخستین دیدار
هر سخن ،هر رفتار
دانه هایی است که می افشانیم
برگو باریست که میرویانیم
آب و خورشید و نسیمش مهر است
گر بدانگه که بایست به بار آید
زندگی را به دل انگیز ترین چهره بیاراید
آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف،
که تمنای وجودت همه او باشدو بس
بی نیازت سازد ،از همه چیزو همه کس.

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت11:11توسط حدیث |

